الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )

26

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )

فيهما 1 ) . . . كما افيد 2 ) . . . فى هذا الحال 3 ) غير مفيد 4 ) 1 ) ضمير به تعادل و تراجيح و حجيت خبر واحد مىگردد 2 ) كما اينكه شيخ انصارى مىفرمايند 3 ) در حال تعارض يعنى فرقى بين حجيت خبر واحد در حال تعارض و عدم تعارض نيست يعنى در هر دو مورد بحث از حجيت خبر واحد است 4 - مرحوم آقاى آخوند حرف شيخ انصارى را قبول ندارند : [ اشكال آخوند به تعريف شيخ انصارى ] مقدمتا بايد بگوييم 1 - كان دو نوع داريم الف ) كان تامه كه از اصول ثبوت چيزى بحث مىكند ب ) كان ناقصه كه از ثبوت محمولى مثلا وصفى براى موضوع بحث مىكند 2 - همچنين بايد بگوييم كه بحث در مسائل علم اصول ، بحث از ثبوت عارضى براى موضوع مسأله است ( مفاد كان ناقصه ) با توجه به اين دو مقدمه مىگوييم بحث از ثبوت سنت بوسيله خبر واحد و متعارضين بحث از مفاد كان تامه است ( بحث از وجود سنت بوسيله واحد يا يكى از متعارضين ) در حالى كه مىدانيم بحث در مسائل علم اصول حتما بايد از عروض عارضى براى موضوع باشد ( مفاد كان ناقصه ) خلاصه اينكه آن‌چه شيخ انصارى بيان كرده‌اند بحث از وجود موضوع است كه داخل در مبادى تصديقيه است و از موضوع علم اصول خارج است .